گريــــه ام ميگيرد وقتــــى ميبينم كســى كه همه ى دنيـــاى من بود منت ديگرى را ميــــكِشـــــد
خودکشی تنها راه نیست!بهترین راه است! گاهی گذشت میکنم .... زخم تازه ای نیست… فقط زخم های قدیمی هی سر باز میکنند!!! "که فدای سر شما" حال خودتان چطور است؟! دوســــــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره دوســــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره دوســــــــــ ــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره دوســــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره ________________@@@@@_______ عاشقم... عاشق آن « میم » که می آید آخر عزیز و مرا می کند مال تو !! بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری؟ خدا جون میگن تو خوبی مثل مادرا میمونی اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست؟میدونی؟ خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟ من میخوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟ خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته زنده موندن یا مردن من واسه اون فرقی نداره اون میخواد که من نباشم باشه اشکالی نداره خدا جون میخوام بمیرم تا بشم راحته راحت اما عمر اون زیاد شه... حتی واسه ی یه ساعت فکرت آرومم نمیزاره / از حال تو چیزی نمیدونم دلواپسه چشمای گیراتم / دلواپس دنیای بیرونم با من از این بدتر نشو قلبم!/ میترسه از تکرار تنهایی من آرزومه شادو خوش باشی / تو فکرتم هروقت تو هرجایی امشب برات با غصه دلتنگم / امشب دلم با گریه بیداره امشب کجای آرزوهاتی؟!/ فکره تو آرومم نمیزاره امشب کجای آرزوهاتی؟ / وقتی من از این زندگی سیرم وقتی که اینجوری پریشونم / وقتی دارم از گریه میمیرم فکر تو آرومم نمیزاره / امشب کجای آرزوهاتی پیدا شده مرحم واسه دردت / یا مثله من سرخورده و ماتی! امشب برات با غصه دلتنگم / امشب دلم با گریه بیداره امشب کجای آرزوهاتی؟!/ فکره تو آرومم نمیزاره
... این جهان کهنسالی است که لحظه به لحظه آنهم در ناگهانی میگذرد و هم در غفلت ها...هستی بیرحم نجات بخشی است که گاهی از سر کم آوردن به آن تقدیر می گویی...همین تقدیر مرا با تو آشنا کرد...انگار گریستن از پی گریستن سرنوشت من است.دنیای من بدون حضور تو خیلی چیزها کم دارد. نباید بری... بی تو رویاهایم بی مادر می شوند... نه تو میمانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی کاش می شد قلب ما از یاس بود / تک تک گلبرگ آن احساس بود دلم واست خیلی تنگ شده.... تا حالا شده آدما باهات حرف بزنن ولی نشنوی عشق یعنی انتظاربی ثمر وقتی گریه کردیم گفتند بچه است وقتی خندیدیم گفتند دیوانه است وقتی جدی بودیم گفتند مغرور است وقتی شوخی کردیم گفتند سنگین باش وقتی سنگین شدیم گفتند افسرده است وقتی حرف زدیم گفتند پر حرف است وقتی ساکت شدیم گفتند عاشقه حالا که عاشقیم میگن اشتباهه........... شب عشق است و هر کس دست یار خویش می بوسد،غریبم، بی کسم،من دست غم ،غم دست من بوسد،ولنتاین مبارک وقتي چشماتو ميديدم ته دلم ميلرزيد از بس كه بد كردي دل شب و روزا ميگرييد شب و روزا حال من گريه بود و ميلرزيد وقتي كه باتو بودم دنيا برام بهشت بود بهشت من توبودي وقتي برام ميخندي آخ كه چه حال نازي وقتي دلت باهام بود هرنفس از نفسهام اسم تو روي لبهام همش ميگفت عزيزم نري تنهام بذاري نري منو بذاري تنها ميان غمهام بدون اسير چشمات شده دل اسيرم ميان دست قلبم فقط تويي نفسهام نگاه و حرف عشقت كرده هنوز اسيرم منو از خودم ربودي دلو كي زد؟تو بودي تا به خودم رسيدم ديدم به تو رسيدم حالا ميان غمها تنها شدم نبودي نگو همش يه خوابه نگو ميري تمومه اگه بري چيكارست دلم ميان غمها نگو همش يه بازيست كار دلم تمومه بدون كنار اسمت اسم يه هادي كندم تا تو پيشم بيايي كنار دل ميمونم ميمونم تا بيايي بگو كه دل نكندم نرسه روزي عزيزم ببيني ازم جدايي ببيني واست عزيزم تومنوديگه نداري نكنه دنيا تموم شه بمونه فقط جدايي شبی دگر شد و دلم غصه اش گرفته نیستی و دلم از نبودنت حالش گرفته چه بی خبر میری و تنهام میذاری کاش بودی و میدیدی دلم رو جا گذاشتی راستشو بگم دلم برات تنگه عزیز کاش بودی نمیدیدغیر چشمات چشمی عزیز من به دنیا بدهکارم جانی عزیز که تو را بمن داد و گرفت زودی عزیز من به این عالم فانی بدهکارم یه چیز جانی دهم در ره دیدارت عزیز گل یاس نگاهت در جانم خانه کرده اي دل حريف اين همه ماتم نمي شوي شب عید مانده بود می نشستم، نگاهش می کردم به سلامتي سكوت ... كه بعضى ها رو همين سكوت آروم ميكنه ... بعضى ها رو هم آتيش ميزنه.!! شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض كنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل كرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز كن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شكنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسك زیبا كف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یكی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می كنند. كنار دست مریم یه كاغذ هست، یه كاغذی كه با خون یكی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را كه میبینه باور نمی كنه، با دستایی لرزان كاغذ را بر میداره، بازش می كنه و می خونه : سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. كاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینكه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم كه بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی كاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو كجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا كنارم نمیای؟! كاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می كنه. كاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره كه بهت ثابت كنه دوستت داشت. حالا كه چشمام دارند سیاهی میرند، حالا كه همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی كه نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی كه دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی كه همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی كه بابات از خونه پرتت كرد بیرون كه اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی كه بابام خوابوند زیر گوشت كه دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه كردم، تو اشكامو پاك كردی و گفتی گریه می كنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی كه من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه كافی قشنگ شده یا بازم گریه كنم. هنوز یادمه روزی كه بابات فرستادت شهر غریب كه چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی كه بابام ما را از شهر و دیار آواره كرد چون من دل به عشقی داده بودم كه دستاش خالی بود كه واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می كنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می كنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی كاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام …. پدر مریم نامه تو دستشه ، كمرش شكست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می كنه. سرشو بر گردوند كه به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاكی تو سرش شده كه توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشك یكی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی كه خیلی حرفها توش بود. هر دو سكوت كردند و بهم نگاه كردند سكوتی كه فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود كه بگه پسرش به قولش عمل كرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و كتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشكای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی كه فرصتی واسه جبران پیدا نمی كننhttp://www.iranxm.com/' />
گاهی گذر !!!
و کاش بدانی "فرق " این دو را...!!
آدمیست دیگر ...
یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد؛
دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور ...!
دوســــــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــــ ـــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــــ ــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَـــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
دوســـــــــ ـــــــــــت جوناااااااااااااااااااااااااااااا نَظَــــــــــــــــر یادِتـــــ ــــــــــــون نَــــــــــــره
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
__@@@@@@@@@@@@@@_______
__@@@@@@@@@@@@@@_______
_______________________________
_________@@@@@@@___________
_____@@@@@@@@@@@_________
___@@@@@______@@@@@_______
__@@@@@_________@@@@@_____
_@@@@@___________@@@@@____
_@@@@@___________@@@@@____
_@@@@@___________@@@@@____
__@@@@@_________@@@@@_____
___@@@@@______@@@@@_______
______@@@@@@@@@@@________
_________@@@@@@@____________
________________________________
__@@@@@____________@@@@@__
___@@@@@__________@@@@@___
____@@@@@________@@@@@____
_____@@@@@______@@@@@_____
______@@@@@____@@@@@______
_______@@@@@__@@@@@_______
________@@@@@@@@@@________
_________@@@@@@@@@________
__________@@@@@@@@_________
___________@@@@@@@_________
____________@@@@@@__________
_______________________________
____@@@@@@@@@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
_________________@@@@@______
_________________@@@@@______
_________________@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
_________________@@@@@______
_________________@@@@@______
_________________@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
http://www.iranxm.com/' />
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه ,آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی..
آه از آیینه ی دنیا که چه ها خواهد کرد
پاک و سبز و ساده و بی ادعا / کاش می شد بهتر از الماس بود
کاش می شد عشق را تفسیر کرد / عاشقی را با محبت سیرکرد
به ساعت من تو تمام قرار ها را نیامده ای
کدام نصف النهار را از قلم انداخته ام؟
قرار روزهای بی قراریم!
کجای آسمان ببینمت؟ من از جستجوی زمین خسته ام.
کی چه گلی دوست داره؟
نجار:میخک
دزد:شب بو
قصاب:گل گاو زبون
پارچه فروش:اطلسی
دندون پزشک:مینا
و من...من تو رو دوست دارم ،تو زیباترین و نازترین گلی هستی که من دوستش دارم
اگه می دونستی دستای سرد من چقدر به گرمی دستات نیازمنده
اینقدر دست تو دماغت نمی کردی
شاهدم هم گوشی تلفنیه که بارها و بارها تو دستم گرفتم و تک تک شماره هاتو روی صفحه لمس کردم
ولی همیشه شماره اخر و نتونستم بگیرم.....
نمیدونم چرا.....؟!
مثل همیشه دلتنگ و بی قرارتم.....
نمیدونم الان کجایی؟
چیکار میکنی؟؟؟
اما اینو میدونم که چه باشی یا نباشی من همیشه عاشقت میمونم....
درسته از من دوری ولی یادت که همیشه و همه جا تو ذهنمه نذاشت دوریت واسم پایدار بمونه.....
شاید ندونی ولی.....
هرشب این رویای توست که منو به خواب دعوت میکنه.....
خیلی دلم واست تنگ شده...خیلی....
تا حالا شده وقتی تو خیابون راه میری یه دفعه به خودت
بیای ببینی ساعت ده شبه نفهمیدی کی ده شده
نفهمی کجایین؟؟؟؟؟؟
اون موقع فکرت میدونی کجاست؟؟؟
خودت خوب میدونی کجاست
یه هفتست همش این طوری میشم
بعدش خدا چی سرم میاره معلوم نیست
زندگیمو ازم گرفت حالا چی میخاد نمیدونم
عشق یعنی بلبلی بی بال و پر
عشق یعنی داشتن سرنوشتی شورشور
عشق یعنی سرزمینی دور دور
حس عاشق رابه معشوق میشناسم،
حس عاقل را به معقول مینویسم
ولی افسوس!می دانم که در عاشق دگرصبری نمی ماند،
دگرعقلی نمی ماند،دگرفهمی نمی ماند.
عشق آوندهای ساقه ی برگ است،
عشق زیبایی جدا از عالم درک است .
۰۰يک نفر امد قرارم را گرفت۰۰
برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهار بود ، حيف ۰
۰۰۰باد پائيزي بهارم را گرفت۰۰
۰۰اعتباري داشتم در پيش عشق۰
۰۰با نگاهي ، اعتبارم را گرفت۰
عشق يا چيزي شبيه عشق بود۰۰
آمد و دار و ندارم را گرفت . . .
نویسنده : ناصر دریایی تاریخ : یک شنبه 23 بهمن 1390(بازدید ),
رنگ چشمان تو رنگ آسمانم شده
عطر جانم بوی گلهای تن ترا دارد
حرف اولم، حرف آخرم تویی...
وقتی به علاوه خـــــــــــــدا باشی
منهای هرچیزی میتونی زندگی کنی
بيچاره تر منــــــــــم كه تو آدم نميشوي
بار فراق دوســـــــت اگر بر سرت نهند
چون چوب خشك ميشكني خم نمي شوي
چون شمع ِ سرگداختــــــــه اي در تعجبم
با ازدياد شعــــــــــــــله چرا كم نميشوي
هر شب دعا كنم كه شــوي سر به راه تر
آخر چرا اسير دعــــــــــــــايم نمي شوی
دیشب خواب دیدم ماهی ام دارد پرواز می کند.
کوچکتر که بودم ساعت ها کنار تنگ ماهی قرمزی که از
و توی دلم می گفتم خوش به حالش
http://www.iranxm.com/' />